تبليغاتX
همه اش عشق...
چه خوش است صبر بلبل به امید صحبت گل...منو بعد از این تحمل تو و هرچه میتوانی
سلام

من  مریمم . تو این مدت که نبودیم اتفاقایه زیادی افتاده..... من یه عمل

  سخت داشتم  و  میثم هم چند روز  تو کما بود . اون میگه فراموشش

 کردم  ......بعد از خدا شما شاهد  باشید......




لينک ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 16:42 توسط میثم و مریم

خدا حافظ مریمم..................
                       

                            

مریم بین این شعرو تو کدوم پست نوشتی واسم

 یادش بخیر

یک نگا به کل وبلاگ بنداز از روز اول تا حالا.!!!!!!

دوست دارم و به خاطر تو واسه همیشه می رم تا تو راحت باشی   

 

 

میشه خدارو حس کرد تو لحظه های ساده

 

تو اضطراب عشق و گناه بی اراده

 

بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره

 

هفتاد سال عبادت یک شد به باد میره

 

وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره

 

کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره

 

ترسیده بودم از عشق عاشق تر از همیشه

 

هرچی محال میشد با عشق داره میشه

 

عاشق نباشه ادم حتی خدا غریبه اس

 

از لحظه های حوا،حوا میمونه و بس

 

نترس اگه دلتو از خواب کهنه پاشه

 

شاید خدا قصتو از نو نوشته باشه

 

 




لينک ثابت نوشته شده در پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 12:37 توسط میثم و مریم

....
سلام

خوبی عزیزم؟

میثم جان مطمئن باش که من میام به وبلاگ سر میزنم.

میثم من...

من میخوام یه اعتراف بکنم.امااینجا نه.....




لينک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 17:28 توسط میثم و مریم

نمی دونم ؟؟؟ !!!
                               

 

نمی دونم قضیه چیه ؟ نمی دونم چرا همیشه به یک سرنوشت دچار می شم ؟ نمی دونم تا کی باید این همه تکرار رو تحمل کنم ؟ تاکی باید زجر و درد جدایی رو به دوش بکشم ؟ گاهی فکر می کنم ما آدما زندگیمون خیلی به هم شباهت داره . همه از یه چیزای مشترکی درد می کشیم ولی با تفاوت هاییی . مثلا هر کسی یه جور ابراز میکنه . هر کسی یه جور تحمل می کنه .

نمی دونم اصلاً مریم به این وب میاد یا نه اگه میاد پس چرا دیگه آپ نمی کنه؟

 یعنی میشه دیگه دوسم نداره ؟

بازم نمی دونم فقط اینو می دونم که من هنوزم خیلی دوسش دارمو عاشقشم دوست داشتن هم به حرف زدن نیست  به ...

 




لينک ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 18:48 توسط میثم و مریم

سال نو مبارک عزیزکم

نوروز پاسداشت عشقهاي کوچکي است که زنده مانده اند و روز تعظيم در برابر

عشق هاي

بزرگي که عظمت را کوچک مي دانند.

پس به تو در نوروز سلام مي کنم که بزرگترين عشق اين کوچکي.

سال نو مبارک تنها عشق من امیدورم سال خوبی در کنار خانواده داشته باشی

 




لينک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 8:33 توسط میثم و مریم

بی تو هرشب غم نشسته کنارم

...کاشکی که دردم یکی بود ...

 

      ...کاشکی که غم اندکی بود...

 

...کاشکی که درد دل من دردکم و کوچکی بود...

 

       ...نه هوایی نه هوسی دارم...

 

...نه به دل عشق نو رسی دارم...

 

       ...منه سرگردان در همه دنیا...

 

...منه تنها یه بی کسی دارم...

 

       ...درداکه تقدیر من رحمی به شادی نداشت...

 

...از سیب باغ دلم جز بذر حسرت نکاشت...

 

    ...نشنو از نی ، نی اسیری بینواست...

 

...بشنو از دل ،دل حریم کبریاست...

 

    ...نی بسوزد خاک و خاکستر شود...

 

...دل بسوزد خانه ی دلبر شود...

 

نوبتی هم باشه نوبت تو شده که ...




لينک ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 8:25 توسط میثم و مریم

............

سلام میثم جان

من و تو شاید از معدود نفراتی هستیم که گرچه همدیگرو دوست داریم اما از هم جدا

 شدیم.میثم خودت

میدونی...به روزا و شبایی که باهم داشتیم...به هر قدمی که باهات برداشتم...به هر

 باری که دستمو

گرفتی  و با اون نگاه قشنگت نگاهم کردی قسم خیلی سخته نبودنت.اما خودت

میدونی من و تو چاره

ای نداریم.میدونم الان داری میگی داریم اما تو نمی خوای...اما نه عزیزم.

میثم  تو رو خدا فراموشم کن و نه زنگ بزن و نه اس ام اس بده.اگه هنوزم عشقتم به

 حرفم گوش کن.

این به نفع هردومونه.قلبم درد میکنه...به یه چیز جالب توجه کردی؟که قلب من فقط

 برای تو درد میگیره؟

یادته  اون روز رو پل هوایی؟یادته اولین بار که باهم حرف زدیم؟میثمم از حال خودت

بی خبرم نذار.از همه

ی کسایی که نظر میدن و همراهیمون میکنن ممنونم.تنهامون نذارین.تا بعد....به خدا

 میسپارمت

مهربونم




لينک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 18:11 توسط میثم و مریم

8 دی روز تولد ، جدایی و مرگ ...

قسم به پاكي كه تولد آغازيست براي يك رويا

 رويائي براي زندگي

 تولد آغازيست براي يك راز- راز ِ ماندگاري

 قسم به چشمان ستاره كه هر شب در آسمان

 سو سويش دل هزاران بی ستاره را شاد مي كند

 تولد، سرآغاز يك انتظار است

انتظار پيوستن خيال درآرزویی دور به وصال

و قسم به همه خوبيها تولد بهانه ايست

 بهانه اي براي خدا كه بگويد جريانش هميشه است

 و همه هميشه خواهدبود

 اما سهم من سهم من از تولد شايد،

 روز دگر وفردایی باشد كه هرگز بدان دست نيابم

اما سهم تو...سهم تو از تولد

 ماندگاري، انتظار، رويا و زندگي ست

پس به اندازه همه خوبيها

 به اندازه همه پاكيها

 به اندازه همه ستاره ها

 به اندازه همه عشقها

 به اندازه همه فرداها

 دنيا يت پرازاميد،مهرباني، و شادماني باد

 نازنینم. . .

 یادت باشد:

 جاي هيچکس را هيچکس ديگر نميتواند پر کند !

 پس بدان . . .

نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي

مي بخشد.

۸ دی روز توست…

روزت مبارک...

تولدت مبارک

سلام ، فردا تولد مریمه ، هم خوشحالم هم ناراحت ، خوشحال به خاطر تولد تنها عشقم و ناراحت به خاطر اینکه آخرین ساله که مریمو دارم .مریم جان از ته دلم تولدتو بهت تبریک میگم امید وارم بهترین روزها رو داشته باشی.مریم من به جز اون کادو که خودت می دونی چیه و باعث شد ناراحت بشی و زود تر ازم جدا بشی یه کادو دیگه هم آماده کردم اما حالا واست نمی فرستم می زارم چند وقتی از تولدت و جدایمون بگذره چون الان همه بهت کادو می دن و زیاد برات اهمیت نداره من می خوام روزی کادوموبدم که از دیدنش خوشحال بشی .

عزیزه دلم ، عشقم و تنها امیدم برای زندگی من خیلی بهت بد کردم مخصوصاً این روزای آخر اما با همه بدیهام دوست دارم. نبودت برام خیلی سخته برا همینم تا آخر عمرم تنها می مونم .

بازم تولدتو بهت تبریک می گم .

و آخرین حرفم اینه که منو به خاطر همه بدیهام ببخش و خیلی دوست دارم اینو هیچ وقت فراموش نکن. 

 ببخشید بازم نتونستم مثل خودت حرفای قشنگ بزنم

 

خداحافظ ...

 




لينک ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 10:54 توسط میثم و مریم

دوقدم مانده به شب

چرا همه چیزبی رنگه...چرا اینجا دستم به نوشتن نمیره...چرا نمیتونم از عشق و

دوست داشتن

 بگم...چرا نفسای موندنم به شماره افتاده.آخ که از همه ی رنگای دنیا

بیزارم.آبی ...سبز ...قرمز.

راستی اینایی که گفتم هنوزم وجود داره؟آخه من همه چیزو سیاه و بی روح میبینم.

جالبه اما تپش قلبمم تغییر کرده و جور دیگه ای میزنه.

میثم میثم میثم.... این جدایی گرچه تلخه برای هر دومون اما مهم اینه که تو از دست

 ناز کردنا و قهرای

زود به زودم راحت میشی.

بعضی از حرفا رو میذارم بعد از رفتنم میگم...یادته که بهم قول دادیم تا همیشه عابد

 این معبد عشق

 باشیم.

من مریم .... و من میثم

.................................................................................................................

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پرازدردو بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 

رفتم که داغ بوسه ی حسرت ترا

با اشک دیده زلب شستشو دهم

رفتم که نا تمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

 

 

 




لينک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 20:16 توسط میثم و مریم

نمیدونم چی بگم ، دردمو به کی بگم ...

سلام

اینم سومین آپ پیاپی منه نمیدونستم این بار چه جوری آپ کنم،مریمم که آپ نمی کنه هر جور

هم که آپ می کنم مریم میگه همیشه

 منو متهم می کنی در صورتی که همیشه من متهم بودم.

مریم جان من عوض نشدم مشکلمو بهت گفتم توقع داشتم تو که عشقمی درکم کنی اما درکم

 نکردی هیچ،  روز به روز تنها ترم هم گذاشتی اما من همونی بودمو شدم که تو خواستی.

مهربون شدم - خندیدم - اخلاقمو درست کردم و ...

 به خاطر تو چون دوِست دارم

اما تو تنهام گذاشتی هر روز هم ازم فاصله می گیری نمی خوای این روزای

آخربهترین روزامونو داشته باشیم

مثل قبل یادته ... ؟

 نگو نه میتونم بهت ثابت کنم ...

اما من فقط همینو می تونم بهت بگم که خیلی دوست دارم

اینو هیچ وقت فراموش نکن.




لينک ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 12:28 توسط میثم و مریم